سرقت بانک
تري ليدر صاحب يک گاراژ کوچک که به خريد و فروش اتومبيل اشتغال دارد، دچار گرفتاري مالي است و تحت فشار قرار دارد. در همين زمان سر و کله مارتين پيدا شده و از تري مي خواهد تا در يک کار با او همراهي کند. و اين کار چيزي نيست جز سرقت صندوق امانات يک بانک ليدز در خيابان بيکر. تري گروهي از تبهکاران را گرد آورده و ترتيب کار بانک را مي دهند. حين سرقت تري متوجه مي شود که مارتين نظر خاصي به يکي از صندوق دارد. داخل صندوق که متعلق به تروريستي سياه پوست به نام مايکل ايکس است، عکس هايي رسوايي برانگيز يکي از اعضاي خانواده سلطنتي قرار دارد و مايکل به وسيله آن دولت انگلستان را تحت فشار قرار داده است. سرقت با موفقيت انجام مي شود، اما تري خبر ندارد که اين دزديبا حمايت مامورين MI5 انجام شده و مارتين نيزمامور همين سازمان است. اما به سرقت رفتن صندوق امانات مردي به نام لو ووگل-از بزرگان دنياي تبهکاران لندن- که در آن دفترچه اي حاوي اسامي تمام مامورين فاسد و رشوه بگير پليس قرار دارد، پاي او و افراد جنايتکارش را به ميان مي کشد. حال بايد تري جان خود و اعضاي خانواده اش را از چنگ دو نيروي متخاصم نجات دهد...
چرا بايد ديد؟
راجر دانلدسون متولد 1945 بالارت استراليا نامي آشناست. از 20 سالگي به نيوزيلند مهاجرت کرده و در سينماي آن کشور صاحب نام است. اولين فيلمش Sleeping Dogs در 1977 اولين فيلم نيوزيلندي بود که شانس نمايش در سينماهاي امريکا را پيدا کرد. با فيلم The Bounty در 1984 شهرتي بين الملي يافت، اما نتايج حضورش رد سينماي تجاري هاليوود از اواخر دهه 1980 چندان موفق آميز نبود. بعد از موفقيت نسبي راه گريزي نيست در 1987، شکست همه جانبه کوکتل در سال بعد، بازسازي ناموفقش از گريز سام پکين پا در 1994 يا فيلم کم رومق قله دانته در ژانر سينماي فاجعه باعث شد تا با احتياط بيشتري قدم بردارد. دست گرمي اش با تريلر/درام سياسي سيزده روز در سال 2000 بعدها به خلق تريلر خوش ساخت مامور جديد/ The Recruit منتهي شد و دو سال قبل موفق ترين فيلمش سريع ترين ايندين دنيا را در نيوزيلند کارگرداني کرد.
سرقت بانک يا به زبان خودماني ساختن کار بانک يک نمونه خوش ساخت از سينماي گانگستري بريتانياست. نمونه اي به روز که مي تواند يادآور دوران خوش کارتر را بگيريد يا کار ايتاليايي باشد. مزيت اين فيلم در مقايسه با اثار پيشين خود اتکا به داستاني واقعي است که در 11 سپامبر 1971 رخ داده است. سرقتي که پول هاي و اشياي گران قيمت به يغما رفته طي آن هرگز کشف نشد. داستان به شکلي وفادارانه ضعف دستگاه پليس[که توسط يک اپراتور راديو به نام رولندز که تصادفاً مکالمات دزدهاي داخل بانک و نگهبان بيرون ساختمان را شنيده، در جريان سرقت قرار مي گيرند]، فساد شديد موجود در آن، فساد در ميان اعضاي خانواده سلطنتي، دنياي تبهکاران لندن و.... ترسيم و پرونده اي را در برابر چشمان تماشاگران بازسازي کرده که پليس سال هاي سعي در مخفي نگهداشتن آن داشت. تهيه کننده از داشتن منبع موثق اطلاعاتي-جورج مک ايندو- سخن گفته و اين که عکس هاي رسوايي برانگيز به شاهزاده مارگرت تعلق داشته است. شخصيت مايکل ايکس[که پرونده واقعي وي تا سال 2054 غير قابل دسترسي براي عموم است] نيز بر اساس اطلاعات همين منبع پرداخته شده است. اما شخصيت مارتين را بيشتر زاييده تخيلي مي دانند که همين از سنديت فيلم اندکي مي کاهد.
منتقدان انگليسي زبان به تحسين فيلم گشوده اند که دليل آنها پرداخت خوب دانلدسون از مراحل سرقتو فصل نفس گير پاياني آن است. فيلم که با سرمايه اي 20 ميليون دلاري ساخته شده، فقط در هفته اول نمايش خود نيمي از اين مبلغ به چنگ آورده است. نقطه قوت فيلم بازي جيسون استيتهم و سافرون باروز است. استيتهم توانسته در کمتر از يک دهه تبديل به بازيگر قابل اطمينان فيلم هاي اکشن و پليسي با تبار بريتانيايي و لهجه کاکني شود. از کاريزماي او هر چه بگويم، کم است. در يک کلام لايق ميراثي است که امثال مايکل کين براي او به جا گذاشته اند. اگر مدت هاست فيلم خوش ساختي در ژانر سرقت نديده ايد، به تماشاي ساخته شدن کار اين بانک برويد!
ژانر: مهيج.
چرا بايد ديد؟
راجر دانلدسون متولد 1945 بالارت استراليا نامي آشناست. از 20 سالگي به نيوزيلند مهاجرت کرده و در سينماي آن کشور صاحب نام است. اولين فيلمش Sleeping Dogs در 1977 اولين فيلم نيوزيلندي بود که شانس نمايش در سينماهاي امريکا را پيدا کرد. با فيلم The Bounty در 1984 شهرتي بين الملي يافت، اما نتايج حضورش رد سينماي تجاري هاليوود از اواخر دهه 1980 چندان موفق آميز نبود. بعد از موفقيت نسبي راه گريزي نيست در 1987، شکست همه جانبه کوکتل در سال بعد، بازسازي ناموفقش از گريز سام پکين پا در 1994 يا فيلم کم رومق قله دانته در ژانر سينماي فاجعه باعث شد تا با احتياط بيشتري قدم بردارد. دست گرمي اش با تريلر/درام سياسي سيزده روز در سال 2000 بعدها به خلق تريلر خوش ساخت مامور جديد/ The Recruit منتهي شد و دو سال قبل موفق ترين فيلمش سريع ترين ايندين دنيا را در نيوزيلند کارگرداني کرد.
سرقت بانک يا به زبان خودماني ساختن کار بانک يک نمونه خوش ساخت از سينماي گانگستري بريتانياست. نمونه اي به روز که مي تواند يادآور دوران خوش کارتر را بگيريد يا کار ايتاليايي باشد. مزيت اين فيلم در مقايسه با اثار پيشين خود اتکا به داستاني واقعي است که در 11 سپامبر 1971 رخ داده است. سرقتي که پول هاي و اشياي گران قيمت به يغما رفته طي آن هرگز کشف نشد. داستان به شکلي وفادارانه ضعف دستگاه پليس[که توسط يک اپراتور راديو به نام رولندز که تصادفاً مکالمات دزدهاي داخل بانک و نگهبان بيرون ساختمان را شنيده، در جريان سرقت قرار مي گيرند]، فساد شديد موجود در آن، فساد در ميان اعضاي خانواده سلطنتي، دنياي تبهکاران لندن و.... ترسيم و پرونده اي را در برابر چشمان تماشاگران بازسازي کرده که پليس سال هاي سعي در مخفي نگهداشتن آن داشت. تهيه کننده از داشتن منبع موثق اطلاعاتي-جورج مک ايندو- سخن گفته و اين که عکس هاي رسوايي برانگيز به شاهزاده مارگرت تعلق داشته است. شخصيت مايکل ايکس[که پرونده واقعي وي تا سال 2054 غير قابل دسترسي براي عموم است] نيز بر اساس اطلاعات همين منبع پرداخته شده است. اما شخصيت مارتين را بيشتر زاييده تخيلي مي دانند که همين از سنديت فيلم اندکي مي کاهد.
منتقدان انگليسي زبان به تحسين فيلم گشوده اند که دليل آنها پرداخت خوب دانلدسون از مراحل سرقتو فصل نفس گير پاياني آن است. فيلم که با سرمايه اي 20 ميليون دلاري ساخته شده، فقط در هفته اول نمايش خود نيمي از اين مبلغ به چنگ آورده است. نقطه قوت فيلم بازي جيسون استيتهم و سافرون باروز است. استيتهم توانسته در کمتر از يک دهه تبديل به بازيگر قابل اطمينان فيلم هاي اکشن و پليسي با تبار بريتانيايي و لهجه کاکني شود. از کاريزماي او هر چه بگويم، کم است. در يک کلام لايق ميراثي است که امثال مايکل کين براي او به جا گذاشته اند. اگر مدت هاست فيلم خوش ساختي در ژانر سرقت نديده ايد، به تماشاي ساخته شدن کار اين بانک برويد!
ژانر: مهيج.
+ نوشته شده در ۱۳۸۸/۰۹/۱۶ ساعت 13:51 توسط سپیده آذرمی
|