...در ۱۷ نوامبر به کاتماندو پایتخت نپال رسیدیدم و برای استراحت وارد سفارت بریتانیا شدیم. آقا و خانم سامرهیز به گرمی از ما استقبال کردند. بعد از دوش آب گرم، خبرهایی مبنی بر اینکه گروهی سوئیسی قصد فتح اورست در سال ۱۹۵۲ را دارند به گوشمان رسید. کاخ رویاهایمان ناگهان فرو ریخت! این خبر واقعا غیر منتظره بود و می توانست برنامه ها و نقشه هایمان را به هم بریزد... چون چینی ها کنترل منطقه را به دست گرفته بودند هرسال فقط به یک گروه اجازه صعود  به اورست می دادند. از این رو سال ۱۹۵۲، شانس صعود از ما گرفته شد.

...عمیق نفس می کشیدم و از کوچکترین شکاف ها به عنوان جای دست استفاده می کردم. سرانجام از درون آن جا بیرون آمدم و نفس راحتی کشیدم. من اکنون روی قله اورست بودم، روی بام دنیا. در تمام طول سال های عمرم فکر فتح اورست حتی یک لحظه از ذهنم دور نشده بود. دست تنزینگ را گرفتم و بالا کشیدم و هردوی ما در زیر نور خورشید، روی قله ایستادیم... ناگهان به فکر مالوری و ایروین که سی سال پیش در این کوهستان جان خود را از دست داده بودند، افتادم. با امید کمی به اطراف نگاه کردم تا نشانه ای از این که آن ها به قله رسیده اند بیابم...

ادموند هیلاری و شرپا تنزینگ نورگی اولین فاتحان قله اورست مزین به نشانه های اهدایی دولت نپال

گزیده ای از فصل های اول، پنجم، ششم و یازدهم کتاب نخستین فاتح اورست، نویسنده : ادموند هیلاری - مترجم : لویک اواکم - ناشر : شرکت توسعه کتابخانه های ایران

 

سر ادموند هیلاری، نخستین فاتح قله اورست

مهر: سر ادموند هیلاری، نخستین فاتح قله اورست، امروز در سن 88 سالگی در نیوزلند درگذشت.

به گزارش آسوشیتدپرس، هیلاری به عنوان ماجراجوترین مرد قرن بیستم، صبح امروز در بیمارستان اوکلند ولینگتون، نیوزلند، بر اثر حمله قلبی درگذشت. زندگی هیلاری طی این سال ها توام با ماجرا، هیجان و اکتشاف بوده اما قدر مسلم ، این کوهنورد فقید بیشتر به خاطر تاسیس مدرسه و درمانگاه برای مردم نپال شهره است.

ادموند هیلاری به همراه تنزینگ نورگای نپالی به این افتخار بزرگ نائل شد. آن دو در تاریخ 29 مه سال 1953 ، دوش در دوش هم بر فراز قله 29 هزار و 35 فوتی(8848 متر) اورست ایستادند.

.

نخستین فاتح اورست درگذشت

زمانی که تصویر انفرادی تنزینگ به عنوان فاتح قله اورست در اختیار رسانه ها قرار گرفت، از هیلاری علت این امر را پرسیدند و او گفت: تنزینگ نحوه استفاده از دوربین عکاسی را نمی دانست و سر قله جایی نبود که من بخواهم به او آموزش عکاسی بدهم بنابراین من از او عکس گرفتم."

هیلاری در کتاب خاطرات خود نوشته است:" ما(من و تنزینگ) در فاصله چند قدمی قله قرار داشتیم. آنجا فقط آسمان بالاتر از ما بود. من و تنزینگ با یکدیگر بر قله ایستادیم. در حالی که نوک قله جای ایستادن شش نفر است."

                                     خسرو رستمی